خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۴۷۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خون بی تابان به محشر نیست بی گفت و شنیدکشتن سیماب، دارد دعوی خون شهید
۲
گر نباشد تیر او در سینه، نگشاید دلمنسبت پیکان او با دل چو قفل است و کلید
۳
در میان پیرهن دارد میان نازکیهمچو مو باریک و همچون تار پیراهن سفید
۴
بخل در خوان کریمان نیست، از کم قسمتی ستکز گلوی خویش، ماهی آب دریا را برید
صفحهٔ ۱ از ۲