خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۴۸۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نگاه از شوق دیدارت به چشم من نمیگنجدچراغی کز تو روشن شد در او روغن نمیگنجد
۲
هوای دامن صحرا چنانم مضطرب داردکه همچون گردبادم پای در دامن نمیگنجد
۳
سفر کردن به سوی دوستان ذوق دگر داردنسیم مصر از شادی به پیراهن نمیگنجد
۴
دلی دارم من دیوانه از ذوق تماشایتکه چون آیینهٔ خورشید در گلخن نمیگنجد
صفحهٔ ۱ از ۲