خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۴۹۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون مست من سوار به عزم شکار شدشیر از پی گریز به آهو سوار شد!
۲
بر من گذشت سروی و از شوق دامنشهمچون چنار دست من از کاروبار شد
۳
می را بود به خون سیاووش نسبتیهرجا که فتنه ای ست ازو آشکار شد
۴
بالید چون حباب تن ناتوان منآب و هوای میکده ام سازگار شد
صفحهٔ ۱ از ۲