شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۴۹۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دلم چون هاله دامی از پی صید مهی داردبلندانداز باشد، گرچه دست کوتهی دارد
۲
زلیخا بست راه مصر را، اما نمی داندبه کنعان یوسف از هر تار پیراهن رهی دارد
۳
اگر حسرت برد صید حرم از رشک، می شایدبر آن بسمل که همچون کوی او قربانگهی دارد
۴
ز باد احوال یوسف من خود ای یعقوب نشنیدمولی دانم که بلبل در گلستان چهچهی دارد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth