شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۴۹۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هیچ کس یک قطره آبم غیر چشم تر ندادخواستم گر آتش از همسایه، خاکستر نداد
۲
اعتباری دولت جمشید را پیدا نشدتاک تا از دودمان خود به او دختر نداد!
۳
کار عشق این است کز دل ها زداید تیرگیهیچ کس آیینه ی روشن به روشنگر نداد
۴
نسبتی در عاشقی ما را به مرغ بسمل استتا ز ما صیاد سر نگرفت، ما را سر نداد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth