شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۴۹۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جلوه را زیور نباید چون به آیین می‌رودعار دارد از حنا، پایی که رنگین می‌رود
۲
بیستون از درد تنهایی اگر نالد رواستکوهکن خود رفت و اکنون نقش شیرین می‌رود
۳
گر طبیب از جوش اشکم رفت از سر، دور نیستگریه‌ام هرگاه آید، نقش بالین می‌رود
۴
کوچه‌های تنگ دارد حسن او با این شکوهحیرتی دارم که چون در خانهٔ زین می‌رود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth