خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۴۹۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تیغ ما آلوده ی خون کسی از کین نشدفتح شد روی زمین و توسن ما زین نشد
۲
انجمن خندد ز بس بر گریه ی مستانه امنیست یک ساغر که همچون باده لب شیرین نشد
۳
حاصل فغفور را دادم به چینی، تا مگردر بساط من نباشد کاسه ی چوبین، نشد
۴
ناصح اظهار جنونم بهر شهرت می کندپرده ی رسوایی گل، دامن گلچین نشد
صفحهٔ ۱ از ۲