خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۵۰۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو حسن پرده گشا از پی نظاره شودظهور صورت شیرین ز سنگ خاره شود
۲
ز گریه هر نفس ای آفتاب بی تو مراچو صبح، چاک گریبان پر از ستاره شود
۳
مرا به حلقه ی زنار، ننگ او افکندکه تار سبحه ی زاهد هزار پاره شود!
۴
ز بس که در پی هر کار من پشیمانی ستتمام عمر مرا صرف استخاره شود
صفحهٔ ۱ از ۲