خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۵۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مشاطه خم گیسوی جانانه نسازداز پنجه ی خورشید اگر شانه نسازد
۲
روشن نشود دلبری شمع، کسی راتا سرمه ز خاکستر پروانه نسازد
۳
با مستی یک هفته، بگویید چمن راکز لاله و گل این همه پیمانه نسازد
۴
دلگیر شود شمع چو در خلوت فانوساز موم بجز صورت پروانه نسازد
صفحهٔ ۱ از ۲