خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۵۲۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
غبار خط نوخیزت ز سوی مشک میآیدنسیم کوچهٔ زلفت ز روی مشک میآید
۲
عرق نوعی معطر میچکد از حلقهٔ زلفتکه پنداری مگر از شستوشوی مشک میآید
۳
به یاد خط و خال او ز دل بیرون رود هوشمبه محفل در میان چون گفتوگوی مشک میآید
۴
به وصل نسیه جان دادن، صلاح سینهریشان استکه از سودای نقدا نقد بوی مشک میآید
صفحهٔ ۱ از ۲