شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۵۳۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خنده ی شوخ تو فرصت به تغافل ندهدزلف در بردن دل صرفه به کاکل ندهد
۲
هر کجا زلف پریشان تو باشد، چه عجبباغبان گر به چمن آب به سنبل ندهد
۳
وصل خوبان به دو پیمانه ی می موقوف استباغبان تا نشود مست، به کس گل ندهد
۴
عشق را فایده ای نیست ز جمعیت حسنزر گل، سود پریشانی بلبل ندهد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth