خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۵۳۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کرشمهٔ تو اگر دست از شراب کشدز باده، دست و دهن را سبو به آب کشد
۲
تو چون پیاده روی، شاخ گل عنان گیردوگر سوار شوی، ماه نو رکاب کشد
۳
به بزم حسن، رخ او کنایهٔ خوبیبه ماه گوید و بر گوش آفتاب کشد
۴
خوش آن حریف که همچون حباب می دایمبه باده دامن آلوده را به آب کشد
صفحهٔ ۱ از ۲