خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۵۵۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
لبت چون غنچه دلتنگی نداردچو گل روی تو یکرنگی ندارد
۲
به اهل کفر و ایمان سینه صافمچو آب، آیینه ام زنگی ندارد
۳
برای شیشه ی من هیچ کس نیستکه از دل، در بغل سنگی ندارد
۴
سرود نوحه گر را جای خالی ستنوای مطرب آهنگی ندارد
صفحهٔ ۱ از ۲