شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۵۵۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به دل هر چیز بیند عشق آتشخو بسوزاندز گرمی در تن بیمار این تب، مو بسوزاند
۲
به هندستان ز ما آیین دیگر در میان آمدشود عاشق چو خواهد خویش را هندو بسوزاند
۳
رود سوی چمن گر باد دامان نقاب اوبه ناف غنچه همچون نافه رنگ و بو بسوزاند
۴
چو لاله هر گل دیبای بستر را بود داغیز بس سوزد دلم، هر جا نهم پهلو بسوزاند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth