شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۵۶۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در عشق دلم را به جبین نقش وفا بودبر سنگ زدم آینه را، عیب نما بود
۲
عنقا که به من بر سر دعوی ست، نپرسیدروزی که من آواره شدم، او به کجا بود
۳
بر کعبه ی کوی تو نشد خضر دلیلمنقش قدم خویش، مرا قبله نما بود
۴
هر سایه ی برگی به چمن نافه ی مشکی ستبویی مگر از زلف تو همراه صبا بود؟
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth