خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۵۶۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آنکه چون گل غیر جام لعل دورانش ندادآب را جز در سفال آخر چو ریحانش نداد
۲
هیچ کس چون موج، خندان سیر این دریا نکردکاین محیط از فتنه آخر سر به طوفانش نداد
۳
سوختم بر حال آن دیوانه کز شور جنونرفت بر صحرا، جهان ره در بیابانش نداد
۴
عیش این گلشن مپرس از گل، که تعجیل خزانفرصت یک آب خوردن در گلستانش نداد
صفحهٔ ۱ از ۲