خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۵۶۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یاد روی او کتانم را لباس ماه کردعشق او آیینه ام را روشناس آه کرد
۲
تا به ساعد سوده گشت از بس به دل ناخن زدماز تو دستم را فلک آخر چنین کوتاه کرد
۳
تخته ی تعلیم لغزیدن ز نعلینش دهدخضر هرکس را که در عشق تو رو بر راه کرد
۴
راهزن خضر است اگر توفیق همراهی کنددر طریق عشق ما را غافلی آگاه کرد
صفحهٔ ۱ از ۲