خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۵۶۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نه جا در باغ و بستانی، نه ره در گلشنی دارندبنازم خرقه پوشان را که پرگل دامنی دارند
۲
به درد عشق غمخواری ندارم، خرم آن جمعیکه گر خاری رود در پای ایشان، سوزنی دارند
۳
ز مرغ و مور سرگردان تر و عاجزترم در عشقکه مرغان باغ و بستانی و موران خرمنی دارند
۴
بساط باغ را ای باغبان گلچین به دامن بردچه شد انصاف، اسیران دگر هم دامنی دارند
صفحهٔ ۱ از ۲