شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۵۷۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خطش به تازه باعث ناز و نیاز شدکوتاه کرد زلف و حکایت دراز شد
۲
محمود از کجا، سفر هند از کجااین شور و فتنه بر سر حسن ایاز شد
۳
در دیر مردم و زشرف مشت خاک مندر سجده گاه صومعه مهر نماز شد
۴
سامان روزگار، پریشانی آوردافتد گره به کار چو ناخن دراز شد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth