خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۵۷۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سرم چو گوی به میخانه بی درنگ دوددلم چو گوهر غلتان به تار چنگ دود
۲
دلیرکرده ی می را ز خصم پروا نیستچو کبک مست، بط می به روی سنگ دود
۳
ز شرم وعده خلافی به عذر تند مباشکه عیب بیش نمایان شود چو لنگ دود
۴
ز بیم روز و شب است این چنین شتابان عمرچو آهویی که به دنبال او پلنگ دود
صفحهٔ ۱ از ۲