خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۵۷۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای دریده ز تو گل پیرهن خون آلودلاله را داغ تو تعویذ تن خون آلود
۲
اختران بر فلک از گریه ی من رنگینندهمچو دندان به درون دهن خون آلود
۳
ماه عید است که گردیده نمایان ز شفقزخم شمشیر مرا بر بدن خون آلود
۴
هر حبابی ز سرشکم به خم طره ی موجسر منصور بود در رسن خون آلود
صفحهٔ ۱ از ۲