خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۵۸۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گل پی نکهت او دست دعا کرد بلندشمع، گردن به ره باد صبا کرد بلند
۲
هر قدم در ره گلشن خطری در خواب استچون تواند جرس غنچه صدا کرد بلند؟
۳
در ره کعبه ی دل، راز نهان بسیار استهر سخن را نتوان همچو درا کرد بلند
۴
خاک این غمکده چون بالش پر گر بالدسر مویی نتواند سر ما کرد بلند
صفحهٔ ۱ از ۲