خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۵۸۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز بالین همنشینم هر نفس غمناک برخیزدنشیند غنچه و چون گل گریبان چاک برخیزد
۲
پریشانی به خاک هرکس از روز ازل آمیختبه محشر هم پریشان چون غبار از خاک برخیزد
۳
به داغ رشک آن افتاده، همچون لاله می سوزمکه نتواند ز مستی در چمن چون تاک برخیزد
۴
می از آلایش هستی کشد دامان عارف راچو کاغذ تر شود، از روی معجون پاک برخیزد
صفحهٔ ۱ از ۲