خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۵۹۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در سر کوی تو جمعند پریشانی چندبند بر بند قبا بافته عریانی چند
۲
دل دیوانه ی ما زلف ترا در کار استباید این سلسله را سلسله جنبانی چند
۳
کشتی ما نه چنان هم به کنار آمده استکه توان قطع نظر کرد ز طوفانی چند
۴
از دکانی که گشوده ست جنون، می پرسدگل چو خمیازه کشان چاک گریبانی چند
صفحهٔ ۱ از ۲