خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۵۹۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زین گلستان تا قیامت، جوش بلبل کم مبادچون پیمبر سایه ی ابر از سر گل کم مباد
۲
همچو طوطی خرمی پرورده ی این گلشن استبیضه ی شبنم ز زیر بال بلبل کم مباد
۳
بلبل و پروانه را چشم از فروغش روشن استاز چراغ لاله ی او، روغن گل کم مباد
۴
هرکه خواهد کم کند یک مو ز زلف سنبلشسایه ی شمشیرش از سر همچو کاکل کم مباد
صفحهٔ ۱ از ۲