شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۶۰۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پرتوی هردم به دل فیض الهی افکندوقت آن آمد که داغ ما سیاهی افکند
۲
سرفرازی از سر عریان بود خورشید راشمع سر در پیش از صاحب کلاهی افکند
۳
می شود لب تشنه را معلوم، راز تشنگیبر لب دریا اگر گوشی چو ماهی افکند
۴
لاله در باغ از نوید مقدم او همچو شمعتاج خود را پیش باد صبحگاهی افکند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth