شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۶۰۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سری دارم چو مغزش در میان دردولی همچون گره بسته در آن درد
۲
هما دارد، شنیدم، استخوان دردمن رنجور هم دارم همان درد
۳
کنم دریوزه ی درد از دل خویشندارم بر کسی دیگر گمان درد
۴
چرا نالد کسی کو با طبیبانتواند گفت من دارم فلان درد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth