خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۶۰۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
میکشان روی تمنا کی به زمزم مینهندجام میگیرند و منت بر سر جم مینهند
۲
ترک عالم لازم مستیست، میخواران از آنوقت جام می کشیدن چشم بر هم مینهند
۳
جنس خود را خوار نتوان دید، میلرزد سپهردر چمن مستان چو پا بر روی شبنم مینهند
۴
کاش بگذارند غمخواران به حال خود مرامیشود ناسور، زخمم را چو مرهم مینهند
صفحهٔ ۱ از ۲