شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۶۰۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از چشم من خیال تو بیرون نمی‌رودلیلی ز پیش دیدهٔ مجنون نمی‌رود
۲
از بس دلم به تیر تو الفت گرفته استاز خانهٔ کمان تو بیرون نمی‌رود
۳
در دل هزار درد و لب از ناله بسته‌ایماز زخم ما چو لاله و گل خون نمی‌رود
۴
هرکس که جامی از می حکمت کشیده استاز پای خم به پیش فلاطون نمی‌رود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth