شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۶۰۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
می بده ساقی که حسن باغ و بستان می‌رودچون تَذَرْوْ جسته، فصل گل شتابان می‌رود
۲
شاهدان باغ از بس شوخ‌چشم افتاده‌اندگل به پای خویش از گلبن به دامان می‌رود
۳
راه کنعان را زلیخا بسته همچون رهزنانمی‌رود گر بویی، از راه بیابان می‌رود
۴
بس که دارد شوق شورش، از محیط دیده‌امهر زمان موجی به استقبال طوفان می‌رود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth