شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۶۱۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آهم چو جوش زد، دل ناشاد بشکندچون شیشه ی حباب که از باد بشکند
۲
نزدیک شد که ناخن شوقم به بیستونبازار تیز تیشه ی فرهاد بشکند
۳
هرجا کرشمه شیوه ی تعلیم سر کندشاگرد تخته بر سر استاد بشکند
۴
این بیضه ی دو زرده که خوانندش آسمانگر دل بود، ز بیضه ی فولاد بشکند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth