خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۶۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نه همین تنها مرا چون شمع، آتش قوت کردداد تا آبی جهان، خون در دل یاقوت کرد
۲
عمر از بس تلخ شد بر اهل عالم، شوق مرگخضر را چون اهل کشتی، زنده در تابوت کرد
۳
نیک و بد را فرق را فرق نتواند کند از یکدگرپیری از بس این جهان کهنه را فرتوت کرد
۴
گر دل صد پاره ی مرغی به نوک خار دیدباغبان این چمن آن را خیال توت کرد
صفحهٔ ۱ از ۲