خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۶۱۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل من ناله ز شوق تو پر آشوب کندغنچه ی ما چو جرس زمزمه را خوب کند
۲
گر زند شعله دم از پرتو او، غیرت حسنهمچو منصور سرش را به سر چوب کند
۳
نه ز فرزندی او، از اثر معشوقی ستماه کنعانی اگر ناز به یعقوب کند
۴
ریزه ی شیشه ی دل بر سر هم می ریزدکوچه ی زلف ترا شانه چو جاروب کند
صفحهٔ ۱ از ۲