شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۶۱۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پیاله چون به من از دست او حواله شوددهان غنچه پر از آب چون پیاله شود
۲
ز شوق بزم وصال تو همچو موسیقارنفس چو پیش لب من رسید، ناله شود
۳
هوای داغ جنون در کدام سرکه نبود؟گمان که داشت که آخر نصیب لاله شود
۴
نصیب نیست بقایی شکفته طبعان رارسد به عمر طبیعی چو می دوساله شود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth