خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۶۱۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
همنشین از گریهٔ من کاشکی دامان کشدخویش را بر گوشهای چون موج ازین طوفان کشد
۲
از سموم آه، این ویرانه از بس گرم شداشک خود را از دلم در سایهٔ مژگان کشد
۳
سر اگر بر من گران باشد، ز سر وا میکنمدرد دندان هرکه نتواند کشد، دندان کشد
۴
کی ز حسن سبز در ایران توان شد کامیابهرکه را طاووس باید، رنج هِندُستان کشد
صفحهٔ ۱ از ۲