شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۶۳۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل پی لاله‌رخان همچو صبا می‌گرددهیچ کس نیست بپرسد که کجا می‌گردد
۲
جوهر آینه چون قبله‌نما مضطرب استهوس او نه همین در دل ما می‌گردد
۳
خاک ما داده به باد ستم و می‌گویدچه غبار است که بر روی هوا می‌گردد
۴
نیست آزادی‌ام امید که صیاد مرامرغ بسمل چو شد، از دست رها می‌گردد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth