خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۶۳۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به عشق، کار جز از دست من نمی آیدبیار تیشه که از کوهکن نمی آید
۲
فغان که هرکه قدم در حریم عشق نهادچو شمع زنده برون ز انجمن نمی آید
۳
چو طفل، گریه ی ما شرح درد پنهان استسخن مپرس که از ما سخن نمی آید
۴
بیا و بلبل و گل را ز خویش ممنون کنبهار بی تو به سوی چمن نمی آید
صفحهٔ ۱ از ۲