خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۶۳۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چه شد نگاه تو گر شرم ما نگه داردکه آشنا طرف آشنا نگه دارد
۲
هر استخوان که نشانی برو ز تیر تو هستبرای تحفگی آن را هما نگه دارد
۳
گرفته سرو ز قد تو خط آزادیولی چه فایده، بگذار تا نگه دارد
۴
ز توست رونق ایام، اگر ز هر آفتترا نگاه ندارد، مرا نگه دارد؟
صفحهٔ ۱ از ۳