شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۶۴۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو در غمخانهٔ ما آید آن دلبر نمی‌مانداگر ماند شبی ماند، شب دیگر نمی‌ماند
۲
هوای گلخن از گلشن موافق‌تر بود ما راکه آتش زنده جز در زیر خاکستر نمی‌ماند
۳
جهان کی می‌گذارد رونقی در کار ما باشدصدف چون بسته گردد، آب در گوهر نمی‌ماند
۴
چو گل هر عضوم از شوق تو پرواز دگر داردپر و بالی که من دارم، به بال و پر نمی‌ماند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth