شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۶۵۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خرم آنان که به دل راه تمنا بستندچشم از هر دو جهان چون لب دانا بستند
۲
مانع جلوه ی معنی بود این نقش و نگاردر میان من و او پرده ی دیبا بستند
۳
نتوان شب به سر کوی تو پنهان آمددل نالان جرسی بود که بر ما بستند
۴
از پی عشرت دیوانه بساط افکندنددامن کوه چو بر دامن صحرا بستند
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth