خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۶۶۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زخم ناسورم من و از لطف مرهم شرمسارچون گل پژمرده ام از روی شبنم شرمسار
۲
بهره ای جز اشک و آه از من نصیب کس نشدحاصلم دارد مرا چون نخل ماتم شرمسار
۳
خلق را کوتاهی از خویش است و ما را از فلکعالمی شرمنده اند از ما و ما هم شرمسار
۴
کاسه ی سر را قدح کن، می ز جام خود بنوشتا به کی باشد کی از ساغر جم شرمسار
صفحهٔ ۱ از ۲