خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۶۶۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای خطت سرمایه ی عنبرفروشان بهارهمچو سایه فرش راهت سبزپوشان بهار
۲
غارتی از حسن او آمد گلستان را که نیستبرگ سبزی در بساط گلفروشان بهار
۳
ناله ای از آشیان بلبل ما برنخاستهمچو مرغ بیضه از شرم خموشان بهار
۴
عیب گلشن بر کسی ظاهر نمی گردد که هستگرد کوی او یکی از پرده پوشان بهار
صفحهٔ ۱ از ۲