شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۶۷۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از دل برون نکرده خیال جفا هنوزگرگ آشتی‌ست یوسف ما را به ما هنوز
۲
روزی که من به سلسلهٔ زلفش آمدمبیعت نکرده بود به دستش حنا هنوز
۳
وقتی که نغمه سنج شدم من درین چمنباد صبا نبود به گل آشنا هنوز
۴
کشتی شکست و از سر من آب هم گذشتبر سر هزار منتم از ناخدا هنوز
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth