خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۷۰۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو گل کسی که هوای تو برده آرامشز موج بیخودی باده بشکند جامش
۲
کند ز زلف تو صیاد، خاک از آن بر سرکه غیر خاک چو غربال نیست در دامش
۳
جواب نامه ی ما را، ز بس تغافل کردهزار بیضه کبوتر نهاد در بامش
۴
کدام دل که نشد صید این سیه چشمانفغان ز هند و غزالان شیراندامش
صفحهٔ ۱ از ۲