خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۷۰۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خوش آنکه باده ی ناب است مایه ی هوششسبوی باده به جای سر است بر دوشش
۲
ز گل مپرس که بلبل چه گفتگو داردچه ذوق از سخن آن را که نشنود گوشش
۳
چو آب هرچه ببیند کسی درین گلشنبرون چو رفت، همه می شود فراموشش
۴
اسیر عشق ترا دایم از فناطلبیشود کفن چو علم پاره بر سر دوشش
صفحهٔ ۱ از ۲