شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۷۰۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هرکه را ساز بود زمزمه ی زنجیرشمی کند ناله ی مرغان چمن دلگیرش
۲
خضر آید به ره قاتل ما تا بیندصورت حال خود از آینه ی شمشیرش
۳
گذری بر دل سودازده ی ما نکنددر کمانخانه مگر چله نشین شد تیرش
۴
روزگاری ست که بر هرکه نظر اندازیهمچو گوهر تهی از آب نباشد شیرش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth