خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۷۰۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خبر بگیر ز احوال خضر در کویشکه آب تیغ رسیده ست تا به زانویش
۲
حدیث معجز عیسی که راز پنهان استمباد گل کند از غنچه ی سخنگویش
۳
به نوبهار رخ او اگرنه بیمار استدر آفتاب چرا خفته است آهویش
۴
به دفع خصم، همین همت است اسبابمبود فلاخن مرد برهنه، بازویش
صفحهٔ ۱ از ۲