خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۷۰۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
درون کاسه ی سر دارم از جنون آتشدویده در همه اعضا مرا چو خون آتش
۲
نه عشق بود که شد ز آسمان حواله به منکه ریخت بر سرم این طشت سرنگون آتش
۳
ز اشک و آه خراب است حال من که مرابرون خانه بود آب و اندرون آتش
۴
نهاد نامه ی شوقم چو در بغل قاصدچو شمع کرد سر از جیب او برون آتش
صفحهٔ ۱ از ۲