شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۷۰۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شراب همچو گل و لاله خور ز ساغر خویشپیاله همچو کدو کن ز کاسه ی سر خویش
۲
تعلق وطنم باعث صد آزار استاسیر ورطه چو کشتی شدم ز لنگر خویش
۳
غبار غم ز دلم کم نمی شود هرگزچه خاک بود که کردم ز عشق بر سر خویش
۴
شکایت از که کنم من، که روزگار افکندمرا چو ماهی خنجر به دام جوهر خویش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth