خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۷۱۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سر تا به پا چو شمع همه اشک و آه باشدر راه عشق پا چو نهی، سر به راه باش
۲
آسودگی ز گلشن فقر و فنا گلی ستنام گدا به خویش نه و پادشاه باش
۳
بیهوده نیست چهچه بلبل درین چمنمستانه جلوه چیست، خبردار چاه باش
۴
سرگرمی چراغ بود از کلاه گرمچون آفتاب، گو سر من بی کلاه باش
صفحهٔ ۱ از ۳